خرید بک لینک
گفت اسمش یعنی کماندار یک بار خیلی سال پیش ترسیدم چیزهایی که می نویسم به خصوص اگر کمی در مورد خودم باشد، اتفاق بیفتد. پس همه را پاره کردم ریختم دور و دیگر هیچ وقت داستانی ننوشتم که کمی از خودم تویش باشد. بعد فکر کردم می توانم جهان را گول بزنم. خودم را. خواننده را. همه را. خودم را پخش کردم توی شخصیت ه

برچسب: نویسنده: کسری حسین‌پور تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 10:00

اخطار: پست پیش رو خطر اسپویل رمان عشق در زمان وبا را دارد دارم عشق در زمان وبا را دوباره می خوانم. دلم برایش تنگ شده بود. این بار هم مثل دفعه ی اول شروعِ داستان توجهم را جلب کرد. دقت کرده اید که مارکز چطور این رمان را شروع می کند؟ نه از شخصیت اصلی بلکه از شخصیتی نسبتاً فرعی. یعنی اگر بار اولمان باش

برچسب: نویسنده: کسری حسین‌پور تاريخ: سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت: 21:55

نمی توانم دست از فکر کردن به ادبیات فارسی بکشم. این هم از تبعات این است که به طور کلی نمی توانم دست از فکر کردن به ایران بکشم. نمی توانم بی خیال باشم. نمی توانم رهایش کنم و پشت سرم را هم نگاه نکنم. دلم میxad خواهد کاری بکنم. فریادی بزنم، چیزی را تغییر بدهم یا به وجود بیاورم. ممکن است؟ نمی دانم. به نظ

برچسب: نویسنده: کسری حسین‌پور تاريخ: سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت: 21:55

صفحه بندی